محمد الريشهري
187
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
خداوند ، اشخاص و نورها و جواهر و اعيان را آفريده است . اعيان ، همان جسمها ، و جوهرها ، همان روحها هستند و خداى عز و جل نه شبيه جسم است ، نه روح . هيچ كس در آفرينش روح حسّاس ادراك كننده ، نقش و تأثيرى ندارد . او به تنهايى ، ارواح و اجسام رامىآفريند و چون هر دو شباهت به جسم و روح ، از او نفى شد ، خدا به خدا شناخته شده است و اگر او به روح يا بدن و يا نور تشبيه بشود ، خدا به خدا شناخته نشده است . « 1 » صدر الدين شيرازى قدسسره نيز درباره شناخت خدا با خدا از طريق تنزيه و تقديس ، مىگويد : معنايش اين است كه در آغاز با وجود اشيا ، بر وجود او استدلال شود . سپس ، ذات او ، با نفىِ مانند و شبيه داشتن ، شناخته شود . پس چون غير او از او نفى شد و شبيهى ، چه جسم باشد و چه روح ، براى او تصوّر نشد ، دانسته مىشود كه او از توصيف به غير ذات خود ، منزّه است . پس هر كس خدا را اين گونه بشناسانَد كه به هيچ چيزى شبيه نيست و چيزى هم شبيه او نيست ، بىگمان ، خدا را به خدا شناخته است ، نه به غير او . « 2 » اين تفسير ، در شمارى از احاديث نيز آمده است ؛ مانند آن كه امير مؤمنان على عليه السلام ، در پاسخ كسى كه از ايشان پرسيد : " چگونه خدا ، خود را به تو شناسانده است ؟ " ، فرمود : لا يَشبَهُهُ صورَةٌ ، و لا يُحَسُّ بالحَواسِّ ، و لا يُقاسُ بِالنّاسِ . « 3 » هيچ تصويرى ، شبيه او نيست و با حواس ، حس نمىشود و با مردم ، مقايسه نمىگردد .
--> ( 1 ) . الكافى : ج 1 ص 85 ح 1 . ( 2 ) . شرح اصول الكافى : ج 3 ص 61 . ( 3 ) الكافى : ج 1 ص 85 ح 2 .